علأالدين محمد خوارزمشاه (سلطنت 1199 ـ 1220) بهنام اختيارات علائيه به زبان فارسي؛ 3) رسالهٴ ديگري به نام السرالمكتوم؛ 4) تاريخالدول، دربارهٴ سياست و دربارهٴ تاريخ خلفاي راشدين؛ 5) مناقب الامام الشافعي؛ 6) المحصول فياصول الفقه؛ 7) تفسير بسيار مهمي بر قرآن به نام مفاتيح الغيب يا تفسيركبير؛ 8) رسالهاي دربارهٴ طبيعيات و مابعدالطلبيعه به نام المباحثالشرقية.1 او دو دايرةالمعارف به فارسي نوشت؛ 9) جوامعالعلوم دربارهٴ پنجاه رشته از دانش؛ و 10) حدائق اﻷنوار فيحقائق اﻷٴسرار دربارهٴ شصت رشته از دانش. بخشهاي رياضي و طبي حقايق در دست است. يكي از اين دايرةالمعارفها در 1178 ـ 1179، براي علأالدين خوارزمشاه تأليف شده است.2
ابوبكر بن مظهر3
رسالهٴ دايرةالمعارفي ديگري بهزبان فارسي، از پايان سدهٴ دوازدهم (يا آغاز سدهٴ سيزدهم؟)
فرحنامهٴ جمالي نام دارد، كه آن را در 1163 يا 1184، يا 1201، ابوبكر بن مظهر (يا ابوبكر مطهر) بن محمد جمالي يزدي4 تأليف كرده است. اين كتاب نوعي تكمله بر نزهتنامهٴ علايي بهشمار ميرود. نزهتنامه را شهمردان بن ابوالخير براي يكي از امراي بني كاكويه به نام علأالدوله ابوكاليجار گرشاسپ بن علي بن فرامرز (امارتش از 1095 تا 1119) تأليف كرده است، و ويلهلم پرْتْـش در فهرست كتابهاي فارسي كتابخانهٴ گوتا (ص 30 ـ 36)، با تفصيل و هرمان اِتِـه در فهرست كتابهاي فارسي بادليان به اختصار (مجموعهٴ 906 ـ 908) آن را توصيف كردهاند.
چارلز ريو در فهرست نسخههاي خطي فارسي كتابخانهٴ موزهٴ بريتانيا (ج 2، ص 465 ـ 466)، فرحنامه را توصيف كرده است.
دو تأليف نزهتنامه و فرحنامه را ميتوان با هم مورد بررسي قرار داد، همچنانكه آن دو مكمل يكديگر است. آنها دايرةالمعارفهايي است در باب هر نوع مواد آلي و غيرآلي، ولي هميشه بهصورتي كاملاً خرافي. از لحاظ علمي اين كتابها بيارزش است، ولي آنها مجموعهٴ جالبي از خرافاتي را تشكيل ميدهند كه در سدهٴ دوازدهم، در ايران وجود داشت. مسلماً بسياري از اين خرافات مربوط به پيش از اسلام، است.